تبليغاتX
قائم مقام

قائم مقام

پاتک مهدی خزعلی با کارت علی مطهری!

در حالی که در مرحله اول انتخابات مجلس، بسیاری از چهره های معترض عملا به تحریم انتخابات پرداختند، مهدی خزعلی در تازه ترین مطلب خود، خواستار شرکت کردن منتقدان در انتخابات مرحله دوم مجلس شورای اسلامی و دادن تک رای به علی مطهری شده است.

در بخشی از نوشته وی آمده است:

مرحله دوم انتخابات مجلس نهم در راه است، مرحله نخست را با نظرسنجی تابع نظر جمع شدم، هر چند در مقاله ای تاکتیک و استراتژی فعال را پیشنهاد کرده بودم، من با انفعال مخالفم، با رادیکالیزم مشکل دارم، من فقط به تلاش و مبارزه مدنی و در چارچوب قانون می اندیشم، اجازه نخواهم داد ما را به قانون شکنی متهم کنند و برعکس  در هر مرحله هزار خطای قانونی از رقیب خواهم گرفت! ممکن است چند صباحی به دعوای ما گوش ندهند، اما آن قدر می گوییم و می گوییم تا همه بشنوند، ما خطایی مرتکب نخواهیم شد و از هر روزنه ای برای بیان سخن حق بهره می جوییم، یکبار با رفتن به سینما و دیدن " جدایی نادر از سیمین" یک بار با ندیدن " اخراجی ها" یک بار با انتخاب گزینه سوم در "برنامه90" در همه اینها می خواهیم از کمترین ظرفیت های باقی مانده برای اعلام موجودیت و اعتراض مسالمت آمیز مدنی بهره گیریم!

 

این بار به جای انفعال و تحریم، همه به پای صندوق های رای می رویم و با تک رای به "دکتر علی مطهری"، تنها صدای اعتراض مجلس هشتم را تایید می کنیم، این یک تلاش مدنی و یک اعتراض مسالمت آمیز است، ما همه نقدهای خویش را به همه خطاهای جناح حاکم، در یک برگ تک رای به صندوق می اندازیم. ما با این تک رای به حبس و رد صلاحیت رقیب اعتراض می کنیم، اگر نمی توانیم طبق اصل 27 قانون اساسی تظاهرات مسالمت آمیز داشته باشیم، با انداختن یک تک رای به صندوق های تهران، راهپیمایی اعتراض آمیز خاموشی را سامان می دهیم!

 

دوستان و عزیزان؛ با هر اندیشه ای که دارید، از تفرقه بپرهیزید و با این تک رأی، پیام اعتراض خود را به گوش همگان برسانید، تقاضا دارم فرصت سوزی نکنید، ما از این پس از همه فرصت هایمان برای نیل به آرمان بلندمان بهره خواهیم گرفت، بیایید گام نخست امسال را محکم و استوار برداریم. تمام تلاش خویش را بکنیم که " علی مطهری" رأی اول مجلس نهم باشد و پیام اعتراض ما به همه نا برابری ها، بی عدالتی ها، بی کفایتی ها، فرصت سوزی ها و ...

ما را با یک " تک رأی " یاری کنید.


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت   توسط قائم مقام  | 

دفترچه ی تلفن غول فرهنگی!


- دکترمحمدرضا شفیعی کدکنی( استاد ممتاز دانشگاه تهران) :

همین قدر می‌گویم که آن دفتر تلفنش ـ که خود کتابی بزرگ است ـ نموداری است

 از توزیع نام و نشان تمام فضلای معاصر ایران بر روی نقشة جغرافیایی ایران. 

از روی آن کتابچه، شما می‌توانید ارباب فرهنگ و معارف ایران را در تمام شهرها 

و حتی در کوچک ترین روستاهای کشور بشناسید و آدرس و تلفن ایشان را

 به دست آورید و در مواردی حوزة کار و تخصص ایشان را نیز بدانید.

 آنجاست که حوزة پهناور و دوستداران و شیفتگان ایرج افشار را می‌توان

 از نزدیک آزمود و دید و نیز یک نمونه از «انضباط آرشیوی» او را.

http://ghaemmagham.parsiblog.com/Posts/121/



+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت   توسط قائم مقام  | 

به جاى رژيم سلطنتى رژيم جمهورى گفته شده است، لکن عمل همان عمل است!

 

بسم اللّه الرحمن الرحيم

پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى حفظ مکتب و حفظ کشور ما و شما دو مسئوليت داريم: يک مسئوليت کوچک، و يک مسئوليت بزرگ.

مسئوليت کوچک حفظ کشور، حفظ نظام و پيشبرد نهضت و رعايت جهات نظمى و تربيتى افراد است که اين مهم است، لکن کوچکتر از آن دومى است.

دوم، حفظ مکتب و چهره اسلام.

ما اگر چنانچه در آن امر اول پيش ببريم، البته پيشبرد بزرگ است.

و اگر شکست هم بخوريم، شکستش هم بزرگ.

لکن با حفظ چهره اسلام و حفظ مکتب، شکست آخرى براى ما نيست.

شکست همان در فعاليتهاى نظامى و فعاليتهاى انتظامى است.

اگر چنانچه چهره اسلام را ما حفظ بکنيم و در آن شکست نخوريم، براى ما در عاقبت پيروزى است.

شما وقتى ملاحظه کنيد از زمان پيغمبر اکرم - صلى اللّه عليه و آله و سلم - و زمان خلافت حضرت امير - سلام اللّه عليه - جنگهاى زيادى شده است، و جنگها هم همه جنگهاى اسلامى ، براى تربيت جامعه بودند.

يک جنگ، ما در اسلام نداريم که از اين مطلب که براى ساختن جامعه باشد و جلوگيرى کردن از کسانى که نمى خواهند بگذارند جامعه ترقى بکند، در اسلام نداريم همچو جنگى.

پيغمبر اسلام جنگهاى متعددى کردند، و در بعضى از جنگها شکست خوردند، در عين حالى که شکست خوردند، مکتبشان شکست نخورد، مکتب محفوظ بود.

حضرت امير - سلام اللّه عليه - در بعضى از جنگها شکست خوردند، حتى در جنگ با معاويه بالاخره شکست با ايشان بود، آنها با حيله ايشان را شکست دادند، معذلک چون مکتب محفوظ بود، شکست نخورد، بلکه پيروز شد در آخر، الان پيروزى او معلوم است.

همه ملتهاى اسلامى به او توجه دارند.

و معاويه قبلا اگر بعض از برادرهاى اهل سنت ما نمى خواستند راجع به معاويه مثلا چيزى بگويند، لکن حالا ديگر معلوم نيست اينطور باشد.

معاويه ديگر اينقدر رسوا شده است که مسلمين ديگر او را قبول ندارند.

پس در عين حالى که در جنگ صفين، اميرالمؤمنين بالاخره شکست خورد، لکن پيروز شد، براى اينکه مکتب محفوظ بود.

و معاويه هم ماهيتش معلوم شد براى آن اشخاصى که نمى دانستند، ماهيتش معلوم شد، منکشف شد.

و همين طور حضرت سيدالشهداء -سلام اللّه عليه - خوب، در کربلا تشريف آوردند، و جنگ بين يک عده کم با گروههاى زياد که به قتل ايشان و اسارت اهل بيت ايشان، و به شکست منتهى شد، لکن در عين حال يزيد را شکست داد.

اين يزيد در دنيا مفتضح شد، به طورى که ديگر نشد باقى بماند، براى اينکه مکتب محفوظ بود.

مکتب، مکتب توحيدى و اسلامى بود، و اسلام محفوظ بود، از اين جهت شکستى نبود.

شکست واقعى، شکست اسلام الان ما در يک وضعى واقع هستيم که سر دو راهى ما واقع شده ايم که ممکن است که خداى نخواسته ما در مکتبمان شکست بخوريم.

اگر فرض بکنيد که ما در اين مبارزه اى که ملت ما با محمدرضا، بلکه با همه کشورهايى که با او همراه بودند، در اين مبارزه ما فرض کنيم که خداى نخواسته ملت ما شکست خورده بود، اين يک شکستى بود که دنبالش باز پيروزى بود.

و اگر هم شکست خورده بوديم، به نظر من خيلى غصه نداشت، براى اينکه ما مکتبمان محفوظ بود، و با محفوظ بودن مکتب بالاخره حق بر باطل غلبه مى کند.

اما ما الان سر يک دوراهى واقع شده ايم که ممکن است با دست ما اسلام آن چهره زيبايى که دارد، در پيش کشورهاى خارجى يا دشمنهاى داخلى، آن چهره اش به طور ديگرى نمايش پيدا بکند، که مکتب ما شکست بخورد.

آنهايى که ما هميشه مى گفتيم مکاتبشان انحرافى است، و اسلام است که مى تواند يک مکتبى داشته باشد که بسازد جمعيتها را، و گروهها و ملتها را بسازد و اسلام مکتب انسانساز است، انسانها را از قوه به فعليت مى آورد، اين حرفها را ما مى زديم و مى زنيم، خوف اين است که اگر چنانچه در اعمال ما يک نحوى مشاهده بشود که برخلاف آنى است که ما ادعا مى کنيم، دشمنهاى ما پاى ما حساب نکنند، پاى اسلام حساب کنند بگويند پاسدارهاى اسلامى ، ملاهاى اسلام، نظامى اسلامى ، اينطور عمل مى کنند.

پى بهانه هستند آنها که يک خلاف ببينند و آن خلاف را علم کنند، با اضافاتى صد چندان، و به خيال خودشان ما را معرفى کنند در جوامع به اينکه جمهورى اسلامى که اينها مى گفتند اينطور بود که الان مردم از گرفتارى آن رژيم سابق خلاص شده اند و به گرفتارى اين رژيم افتاده اند.

الان دارند اين حرفها را مى زنند، در عين حالى که بهانه هايشان کم است.

انقلاب ايران، انقلاب سفيد در عين حالى که در اين انقلابى که ملت ايران کرد از همه انقلابهاى دنيا آرامتر و سفيد بود.

يک انقلاب سفيد بايد اسمش را گذاشت، نه مثل انقلاب محمدرضا، يعنى آنقدرى که ما از دست داديم چند صد مقابل آن به دست آورديم، لکن نه آنى که مى خواهيم.

آنى که مى خواهيم باز به دستمان نيامده است.

آنى که به دست آورديم اين است که موانع را از سر راه به طور عمده برداشتيم.

يک مقدارى هم هست.

عمل خلاف مسئولين لکن چنانچه ما امروز يک کارى بکنيم که گفته بشود که آن وقت رژيم سلطنتى بود و اين کارها را مى کرد، حالا هم که جمهورى اسلامى است و اسلام است و دم از قرآن مى زنند و دم از اسلام مى زنند و دم از ايمان مى زنند، حالا هم همان است.

منتها لفظش فرق کرده است، معنا همان معناست.

الفاظ تغيير کرده است، به جاى رژيم سلطنتى رژيم جمهورى گفته شده است، لکن عمل همان عمل است و برنامه همان برنامه .


http://ehadidi12.blogfa.com/page/9876


+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم بهمن 1390ساعت   توسط قائم مقام  | 

فلاش بک!

فتاح (جمشید هاشم پور) خطاب به پیمان (بهرام رادان) در فیلم آواز قو (سعید اسدی/1379):

 - تو كه گروگان داري،بكش تو خاك خودم .- خاك خودمون! 

- خاك من كجاست فتاح؟ خاكي كه توش عشق جرمه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت   توسط قائم مقام  | 

علامه سید جعفر شهیدی(ره) و پسر شهیدش

سایت بازتاب امروز( آینده دیروز!) به این نوشته ی وبلاگ حقیر لینک داده است:

مباحثه جالب مجتهد پدر با فرزند طلبه درباره جبهه!

http://baztab.net/fa/news/1375


هیچ وقت ادعا نکرد پدر شید است

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت   توسط قائم مقام  | 

مقرب ِ خاک یا قدرت!

 

هر دو روحانی و از بلاد خراسان، ولی مرتضی بیش از سی سال است در قید حیات نیست و دیگری بیش از بیست سال که مقرب قدرت است.

تفاوت دیدگاه های افراد، امری طبیعی می باشد ولی اثرات و نتائجی که برگفته از آن فکر و تحلیلِ فرد است،  منشاء تغییرات و دگرگونی های مثبت و منفی خواهد بود.

حیف شیخ مرتضی نیست که ببیند مسند خطبه ی صلاة جمعه مِشهد را به جایگاه نالیدن و ماتمزایی برای ِ بودن و گفتن نقادان و پرسشگران تبدیل کرده اند.

خود بخوانید و قضاوت کنید!

غوغای حضور در پارک ملت!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت   توسط قائم مقام  |